ورود به اکانت شما

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا بخاطر بسپار

ایجاد حساب کاربری

فیلد های ستاره دار را پر کنید.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *
کپچا *
بارگذاری کپچا

گروه کاسپین

دبیر جغرافیا مدارس شهرستان بابلسر

جغرافیا

25 اسفند, 1395

جغرافی یا جغرافیا (1) کلمه ای است یونانی مرکب از دو جزء «جئوس» (زمین) و «گرافوس» (تصویر یا نگاشتن) پس معنی آن زمین نگاری می شود. ولی در متون اسلامی عنوان کتاب مارینوس صوری (2) (70 130 م) و کلودیوس بطلمیوس (90 168 م) یا بطلمیوس القلوذی است که به زبان عربی صورة الارض ترجمه شده است، و این نام توسط برخی از جغرافی دانان اسلامی به عنوان نام آثار جغرافیایی ایشان به کار رفته است. مسعودی (وفات 345 ه.ق). جغرافی را به «قطع الارض» معنی کرده است یعنی «پیمودن زمین(3)». با این همه، این کلمه برای نخستین بار توسط نویسندگان رسائل اخوان الصفاء به معنی «نقشه دنیا و اقلیم ها» (خریطة العالم و الاقالیم) و نیز به معنی «صورة الارض» به کار رفته است.(4) اعراب از جغرافی به عنوان علمی دقیق و دارای حد و رسم و موضوع خاص و دلالت خاص و جدید خبر نداشتند. آثار جغرافیایی عرب را بر اساس چند اصل پایه گذاری کرده اند، و تک نگاریهای آنها در جنبه های گوناگون جغرافیا در زیر عنوان هایی همچون کتاب البلدان، صورة الارض، المسالک و الممالک، علم الطرق و جز آن یاد شده است. بیرونی المسالک را به عنوان علمی که از تثبیت مقام جغرافیایی اماکن بحث می کرد، در نظر گرفته. المقدسی در کتاب خود احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم به بحث نسبة کافی از وجوه جغرافیایی در مفهوم روزگار ما، به علمای جدید نزدیکتر شده است. به هر صورت، کاربرد واژه جغرافیا در زبان عربی نسبة جدید است.(5)
اما در تعریف جغرافیا، دانشمندان اسلامی عبارتهای متفاوت آورده اند. به عبارت ساده و مختصر، جغرافیا علم نگارش زمین و وصف احوال طبیعی، انسانی، اقتصادی، و اجتماعی آن است. و نیز گفته اند که آن علمی است که از آن احوال «اقالیم سبعه» واقعه در ربع مسکون کره زمین و پیدا شدن شهرهای واقع در آن و طول آنها و شماره آنها و شماره کوه ها و دشت ها و دریاها و رودخانه ها و جز این امور شناخته می شود، و عده یی قید «سبعه» را نپسندیده اند تا تعریف غیر این اقالیم سبعه را نیز شامل گردد. در جغرافیای بطلمیوس القلوذی، مؤلف عدد شهرها را در عصر خودش 4530 شهر، و شماره کوه ها را 200 و اندی کوه یاد می کند و معادن و جواهری را که در آنها وجود دارد بر می شمارد. و دریاها و جزایر واقعه در آنها را یاد می کند.
حاجی خلیفه می گوید: در عصر مأمون این کتاب را تعریب کرده بوده اند ولی اکنون آن تعریب پیدا نمی شود.(6)
در اسلام به صورت رسمی علم جغرافیا در عصر دوم عباسی (232 334 ه.ق). به ظهور رسید، و آن پس از دوره نقل و ترجمه علوم اوایل به زبان عربی بود، و در میان آنها کتاب جغرافیای بطلمیوس القلوذی بود که اعتماد مسلمین در تقویم بلدان بر آن بیشتر بوده است. و او در این کتاب، چنانکه گفتیم شماره شهرها را یک به یک یاد می کند، و شماره کوه ها و دریاها و مکان آنها و نیز معادن معتبر عالم را به اسم و رسم نام می برد.(7)
ولی حقیقت این است که مسلمین به وضع علم جغرافی پیشتر از این تاریخ یعنی دست یافتن به کتب مارینوس تیری و بطلمیوس القلوذی پرداخته بودند، و شاید اسباب و علل پرداختن به این علم غیر از اسباب و عللی بود که یونانیان را بدین کار بر می انگیخت، آن عوامل را به طور خلاصه می توان چنین یاد کرد:
اولا، تأکید فراوان قرآن مجید بر اینکه: «در زمین بگردید و بنگرید»، و نیز به بحث و فحص در «آفاق» و «انفس» بپردازید، و در سرنوشت اقوام و دولتهایی که پیش از شما بوده اند بیندیشید(8) ،
ثانیا، فریضه حج: چه مسلمانان با وجود اختلاف بلادشان برای گزاردن حج به مکه می رفتند، و رفتن به مکه نیازمند شناخت راهها و منزلها بوده است،
ثالثا، مسلمانان از همان آغاز اسلام جهت کسب علم و طلب معرفت به شهرها و کشورهای دیگر اسلامی مسافرت می کردند. و در این راه، باز، آیات و احادیث معتبر متعددی آنان را تشویق می کرد. بدیهی است چنین مسافرت و رحله ای مستلزم شناخت اماکن و مناطق مورد نظر بوده است،
رابعا، بحثها و جست و جوهای آنان درباره اسباب فتح و گرفتن خراج و جزیه و جمع آوری مالیات و کارهایی از این دست، نیازی شدید به شناخت شهرها و راهها داشت،
خامسا، عامل تجارت که حتی پیش از اسلام نیز در میان اعراب جاهلی مرسوم بود و به کشورهای مجاور و بلاد معتبر آن زمان چون شام و یمن رفت و آمد داشتند خود مستلزم آگاهی و شناخت و حتی وضع و نگاشتن نقشه و خریطه و لو به صورت ابتدایی آن می بوده است. بنابراین می توان گفت که علم جغرافی در اسلام پیش از انتقال علوم اوایل به مسلمین در سده دوم و سوم هجری آغاز گشته بود، و تازیان پیش از این عصر ناچار به تألیف درباره شهرها (بلدان) بوده اند، و شاید اولین گروهی که دست به این کار زدند راویان ادب و اصحاب اخبار بوده اند.(9)
زمانی که جغرافیای بطلمیوس به زبان عربی ترجمه شد، و تازیان به اصول آن پی بردند، به تألیف کتب جغرافی به سبک بطلمیوس پرداختند، و آنچه را که از پیش می دانستند بر آن افزودند، و به نقل و سماع بسنده نکردند بلکه در دریاها و خشکیهای شرق و غرب و شمال و جنوب بلاد اسلامی به سیر و تحقیق پرداختند، و آنچه را که مشاهده و تحقیق کرده بودند نوشتند و بسیاری از اغلاط بطلمیوس را تصحیح کردند.(10) اما به هر صورت علم جغرافی نزد تازیان جز در سده چهارم نضج و پختگی نیافت، و نویسندگان در این قرن به تألیف و تصنیف کتب جغرافیایی اقدام کردند، اما علمای سده سوم هجری یا (عصر دوم عباسی) راه را برای تألیف در آن رشته آماده کردند، و آن آمادگی عبارت از سفرها و اشتغالات ایشان در شمارش خراج مملکت، و تعیین راههای پستی بود، و آنچه از قبیل این امور در معرفت اماکن و ابعاد و جهات آن مورد نیاز بود.
مسلمانان کتبی را که در این موضوع، عام و شامل همه مملکت اسلامی بود «جغرافیای عمومی» نامیده اند، و آنچه مخصوص به مکانی یا بقعه یی خاص از زمین بوده، «جغرافیای خصوصی» خوانده اند. 
پی نوشت:
1. به صورت «جیغرافیا» و «جائوغرافیا» هم خوانده اند. 
2. Marinos of tyre 
3. مروج الذهب، 1/19 20، چاپ مصر، محمد محیی الدین. «و المراد بالقطع هو الوصف و التفصیل» . و باید دانست که مسلمین لفظ «جغرافیا» (به فتح اول یا به ضم اول) را برای دلالت بر این علم تا سده نهم میلادی به کار نبرده اند. اما پیش از این، لفظ «الجغرافیة» مقصور بر جغرافیای بطلمیوس بوده و هرگاه جغرافیا می گفتند تنها مرادشان این کتاب بوده است . و اولین کسی که جغرافی را به معنی علم جغرافی به کار برده مسعودی است در التنبیه و الاشراف (125، چاپ اروپا) که گوید «الجغرافیة هی قطع الارض» . 
4 اخوان در رسائل، 2/484 «علم الجغرافیة» به کار برده اند و آن را به «صورة الارض» (زمین نگاری) تفسیر کرده اند.
5. New Edition, 1965 «ajughrafiyD» , 5. Encyclopaedia of Islam, vol. ll, p. 575 
6. حاجی خلیفه، کشف الظنون، 1/394 395، چاپ آستانه، 1310 ه.ق. «... و قد عربوه فی عهد المأمون و لم یوجد الان تعریبه» . 
7. همان کتاب، 1/ .394 
8. «افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم...» (سورة مؤمن، 40/ آیه 86) . نیز: سورة الانعام، 6/ آیه 11، و سورة الحج / آیه 46)، و آیه «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق...» (سورة فصلت، 41/ آیه 53) . 
9. جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، 2/201، قاهره، مطبعة الهلال، .1930 
10. عمر فروخ، تاریخ العلوم عند العرب، .192

شاخه جغرافياي انساني:

جغرافياي انساني به عنوان يکي از شاخه هاي مهم علوم جغرافيا در دو گرايش جغرافياي شهري و روستائي در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي کشورمان ارائه مي شود.

گرايش جغرافياي شهري

جغرافياي شهري به مطالعه مسائل مهمي از جمله گسترش شهرها، مسائل اقتصادي و جمعيتي شهرها و همچنين بحث روز جغرافياي شهري يعني توريسم مي پردازد.
بررسي نحوه اشغال فضا، نوع تمرکز و پراکندگي مشاغل نيز در يک شهر و همچنين چگونگي جابجايي از محل کار به سکونت، ارتباط شغل و مسکن و تاثيرات متقابل و چند جانبه اي که ميان اين متغييرها برقرار است، در جغرافياي اجتماعي شهرها بررسي مي شود.

دروس تخصصي گرايش جغرافياي شهري:

اقتصاد شهري، شهرها و شهرکهاي جديد، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، اصول و روشهاي برنامه ريزي شهري، برنامه ريزي شهري در ايران، کارگاه برنامه ريزي شهري و منطقه اي(روش تهيه تفسير طرحهاي شهري و منطقه اي)، پايان نامه.

گرايش جغرافياي روستايي:

اين گرايش به بررسي رابطه شهر و روستا، برنامه ريزي و توسعه روستايي، نوسازي و آينده روستاها، روستاهاي آينده، علل و عوامل مهاجرت روستانشينان، بهداشت و اوقات فراغت روستائيان، حفظ محيط زيست، نحوه حمل و نقل، کيفيت زندگي و وضعيت اقتصادي روستاها مي پردازد.

دروس تخصصي گرايش جغرافياي روستايي:

اصول و روشهاي برنامه ريزي روستائي، اقتصاد روستائي، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، برنامه ريزي روستائي در ايران، کارگاه برنامه ريزي روستائي روش تهيه و تفسير طرحهاي روستائي)، پايان نامه.

گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري:

گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري تلاش مي کند تا با توجه به عوامل انساني و طبيعي موجود در هر شهر، براي مسائل جمعيتي، اقتصادي، زيست محيطي آن برنامه اي بينديشد تا مطابق اين برنامه مهندسين معمار، عمران، سازه و تاسيسات، بخشهاي مختلف شهر را طراحي کرده و يا مشکلات شهر را حل نمايند.

دروس اصلي مشترک بين گرايشهاي جغرافياي انساني:

جغرافياي جمعيت ايران، جغرافياي روستائي ايران، جغرافياي شهري ايران، جغرافياي اقتصادي ايران:1 کشاورزي، جغرافياي اقتصادي ايران:2 صنعت، حمل و نقل انرژي، اصول علم اقتصاد، نظريه هاي اقتصادي و اقتصاد توسعه، متون جغرافياي انساني به زبان خارجي، نقشه ها و نمودارهاي موضوعي در جغرافياي انساني، ويژگيهاي جغرافياي انساني مناطق خشک ايران، جغرافيا و صنعت توريسم، ويژگيهاي جغرافيايي کشورها توسعه يافته، ويژگيهاي جغرافيايي کشورهاي اسلامي، ويژگيهاي جغرافيايي آسياي ميانه، کاربرد جغرافياي طبيعي در برنامه ريزي شهري و روستايي، جغرافياي تاريخي( با تاکيد بر ايران(

منبع: راسخون ( http://rasekhoon.net/article/show/130377/ )

تابعیت

11 دی, 1348

تابعیت یا ملیت[۱] اصطلاحی است که برای اشاره به نوعی رابطهٔ سیاسی، معنوی یا حقوقی بین یک شخص، و ملت یا دولتی معین استفاده می‌شود. نظر واحدی در مورد تعریف تابعیت وجود ندارد و دانشمندان حقوق بین‌الملل بحث‌های مفصل و متعددی در مورد تعریف تابعیت کرده‌اند. برخی از تعاریف که در مورد تابعیت آمده‌است چنین است:

  • رابطه‌ای که با آن خانوادهٔ ملت تشکیل می‌یابد؛ به عبارتی پیوندی که وابستگی فردی از افراد انسانی را به ملتی خاص توجیه می‌کند.[۲]
  • تابعیت پیوندی است که شخصی را به ملت معینی مربوط می‌سازد.[۳]
  • تعلق حقوقی شخصی به جمعیت تشکیل دهنده دولت.[۴]
  • تابعیت رابطه‌ای است بین فرد و دولت که شخص تبعه را در قبال تبعیت، به حمایت دولت متبوع خود ذی‌حق می‌نماید. چنین رابطه‌ای، شخص تبعه را مطمئن می‌سازد که در رفتار و دادوستدش با کشورهای خارجی و اتباع بیگانه، عندالاقتضا از حمایت سیاسی دولت متبوع خود، که به وسیله حقوق بین‌الملل شناخته شده، متمتع خواهد شد.[۵]
  • تابعیت عبارتست از یک رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی که فردی را به دولتی معین مرتبط می‌سازد.[۳]

گفتنی است تابعیت عموماً مبتنی بر دو سیستم است: سیستم خون و سیستم خاک. در ایران تابعیت به طور عمده بر سیستم خون متکی است، البته در مواردی از سیستم خاک برای کسب تابعیت استفاده شده‌است. با توجه به قانون مدنی ایران، کسی که از پدر ایرانی در ایران یا بیرون از کشور متولد شود ایرانی است اگرچه مادرش غیرایرانی باشد. اشتغال در برخی از کارها و دست یابی به شماری از مقامات دولتی نیازمند داشتن تابعیت ایرانی است. در آمریکا و کانادا تابعیت به طور عمده بر سیستم خاک مبتنی است، البته سیستم خون هم جایگاه خود را در قوانین این کشور دارد.

انواع تابعیت

از انواع تابعیت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:[۶]

  1. تابعیت تحصیلی یا ارادی
  2. تابعیت تبعی
  3. تابعیت تحققی
  4. تابعیت اجباری

منبع ویکی پدیا

نقش جغرافیا درشکل گیری و توسعۀ مهارت های زندگی

 

جغرافیا عبارت است از روابط متقابل انسان ،تکنیک ،مدیریت و محیط

مقدمه:

قدرت علم جغرافیا بر کسی پوشیده نیست علمی که از نخسیتن روز استقرار انسان بر روی کرۀ زمین با انسان همگام و همراه بوده است و به عنوان یکی از عوامل مؤثر در تحولات اجتماعی و تاریخی جوامع بشری نقش داشته است.علم جغرافیا علیرغم بیش از نیم قرن تدریس آن در دانشگاهای کشور و فارغ التحصیل شدن هزاران نفر در مقطع های مختلف هنوز در نظر تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان ناشناس مانده است.

علت عدم شناسایی این علم و مهجور ماندن آن در جامعه چیست؟ و ما دانش آموختگان این رشته برای شناساندن این علم و نشان دادن توانایی های آن در ساخت و ساز جامعه چه کرده ایم ؟

عوامل مؤثر و فراوانی در ناشناس ماندن جغرافیا مؤثر بوده اند که به شرح ذیل می باشند:

1- عدم توجه کافی به درس جغرافیا در دوره دبیرستان و عدم نقش جغرافیا در مواد امتحانی کنکور سراسری

2- نحوۀ پذیرش دانشجویان این رشته و توجه به سیستم تعیین رشته در کنکور

3- نحوۀ تدریس جغرافیا در دانشگاه که بشتر به مطالب تئوری توجه می کند و کمتر دروس تدرس شده با کار علمی توأم می گردد.

4- عدم شناخت صحیح دولتمردان و برنامه ریزان از عملکرد و توان جغرافیا در برنامه ریزی های توسعه و مطالعات زیر بنایی

راستی جغرافیا چیست و چه استفاده هایی در زندگی دارد؟ آیا جغرافیا نیز همانند سایر علوم دیگر ، همانند پزشکی، روان شناسی ، الکترونیک ، و غیره ...... است یا پائین تر و یا بالاتر از این علوم است؟

پاسخ دادن به این سئوالات شاید خیلی شبهه بر انگیزه باشد زیرا که جغرافیا نه تنها از علوم یاد شده دربالا فراتر و مقدم تر است بلکه بر تمام علوم ارجعیت و برتری دارد. زیرا عمر جغرافیا برابر با عمر انسان کرۀ زمین است یعنی اینکه از زمانی که انسان بر روی کرۀ زمین ایجاد شد علم جغرافیا نیز بوجود آمد در صورتیکه سایر علوم دیگر با توجه به پیشرفتهای بشر و با تکامل تکنولوژی و پیشرفت تمدنها ظاهر شدند اما جغرافیا از همان بدو و ایجاد انسان در روی این کرۀ خاکی عرض اندام کرد و امروزه هم ما عملکرد های جغرافیا را در زندگی روزمره می بینیم.

تمام پیشرفتها یی که در علوم هواشناسی ، جو ، فضا ،جنگل ها ، دریا ، اقیانوسها و سایر مطالعات می بینیم در گرو علم جغرافیا است چرا که با مطالعۀ ریزشهای جوی ، فشار  و دما بود که سازمان های هواشناسی و پیش بینی آب و هوا در سراسر دنیا شکل گرفت.

با مطالعه خاک، پتانسیل ها ، افق ها، و دانه بندی خاک و نفوذ پذیری خاک بود که علم خاک شناسی و مطالعات خاک در دنیا شکل گرفت.

اگر مطالعۀ آبهای جاری نبود هیچگاه بشر به فکر احداث سد و ذخیره کردن آبهای جاری نمی افتاد وهرگز تولید برق سفید (برق هیدروالکتریک ) به منصه ظهور نمی رسید.

اگر مطالعات سطح زمین و اقیانوسها و دریا و سواحل نبود بشر هیچگاه به فکر استخراج نفت از دریاها و اقیانوسها و فلات قاره نمی شد.

اگر مطالعات هواشناسی نبود هرگز بشر قادر به مسافرت های طولانی نمی شد.

آیا تمام این پیشرفتها و بوجود آمدن این همه علوم که همه وهمه زیر مجموعه جغرافیا هستند با جغرافیا مرتبط نیست؟ آیا تمام این پیشرفت ها و بوجود آمدن تمدنها در 8000سال پیش در بین النهرین نتیجه شناخت انسانها از علم جغرافیا نبوده است؟ آیا سفر به کرات دیگر ، سفر به اعماق آبها واقیانوسها ، استخراج ذخایر دریایی از سواحل ، استفاده از انرژ ی جذرو مد آب اقیانوسها و دریا برای تولید الکتریسته ، نتیجه شناخت جغرافیا نبوده است؟

آری ، ما هر روزه نقش جغرافیا را در زندگی می بینیم ولی باور نداریم ، چرا همیشه می گوییم که اگر یک لحظه برق قطع شود تمام چرخ اقتصادی دنیا و زندگی انسانها در سرتاسر این کره خاکی مختل می شود ولی هیچگاه نگفته ایم اگر علم جغرافیا شناخته نمی شد آیا امروز بشر به همین راحتی بر روی این کره زندگی می کرد.

جغرافیا در طول تاریخ فقط در گوشه کتابخانه ها و در دانشگاهها بصورت تئوری و فقط دانش آموزان از جغرافیا کلمه جغرافیا را بر روی کاغذ نگارش می کنند . اما این جغرافیا که در کشور خودمان آن را می بینیم در دنیا نگاه دیگری به آن است.

جغرافیا در اروپا و امریکا شامل تمام علومی است که همان طور که از اسمش پیدا است علم مربوط به زمین و تمام پدیده های ساکن و غیر ساکن است. یعنی اینکه وقتی ما از جغرافیا نام می بریم یعنی زمین و زمین بستر انسان است که بر روی آن زندگی می کند آن را تغییر و تحول میدهد  آن را آلوده می سازد . نفت را از دل زمین بیرون می آورد . بر جهای سر به فلک کشیده  را بر روی همین زمین بنا می کند و غذای خود را از همین زمین بدست آورد.

در آن طرف دیگر انسان  به عنوان عاملی است که جغرافیا را کامل می کند یعنی زمین را انسان ، روابط متقابل و تکنیک و تکنولوژی و مدیریت خوب می تواند یک جامعه را خوشبخت نماید.مطالعۀ ما دربارۀ جغرافیا و استفاده از آن در زندگی هرگز کافی و وافی نبوده است و هیچگاه نتوانسته ایم از جغرافیا به نحو احسن و آ« طور که باید و شاید از این علم استفاده نمائیم.

با علم جغرافیا است که ما سایر ملل وانسانهایی که در این کره هستند را می شناسیم. مذاهب آنها را برسی می کنیم نوع نژداد آنها را تشخیص می دهیم گویش و زبان آن را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم و بالاخره علم جغرافیا است که انسانها ی این کره را به هم نزدیک کرده است و مراودات انسانی صورت گرفته است. اگر این مراودات انسانی نبود بشر هرگز قادر به پیش بینی آب و هوا نبود و علم هواشناسی بوجود نمی آمد.هرگز مسافرتهای دور کرۀ زمین و درون قاره ای و برون قاره ای صورت نمی گرفت. بسیاری از مناطق کرۀ زمین ناشناخته می ماند( کماکان که هنوز هم بسیاری از مناطق کرۀ زمین ناشناخته است).

مادر کشورمان ایران از جغرافیا عناوین چند پایتخت مهم جهان ، چند رود مهم جهان و چند کوه و قله بلند و جمعیت را به فرزندانمان یاد می دهیم در صورتیکه جغرافیا فقط در این چند مقوله خلاصه نمی شود.

علم جغرافیا بسیار وسیع تر و فراوانتر از این چند واژه و عنوان است . جغرافیا بسیار گسترده تر از این الفاظ و وا ژه های کوچک است و قتی ما به مطالعه جغرافیا می پردازیم دربارۀ جغرافیای پزشکی که صحبت می شود خود دارای یک کتاب چندهزار صحفه ایست که هیچ کس به آن توجه نکرده است راستی مگر علم پزشکی به جغرافیا مرتبط است ؟ آری ، مگر بحث مهاجرت پرندگان از آن سوی کرۀ زمین به این سوی کرۀ زمین و آوردن آنفولانزای مرغی و شیوع  این بیماری در برخی کشورها به جغرافیا مرتبط نیست؟

مگر وزش بادهای باران آور که که موجب رحمت وبرکت برای یک کشور و یک قاره است با جغرافیا در رابطه نیست. مگر سرد شدن یک قسمت از کرۀ زمین و تاثیر آن بر همسایگان با جغرافیا مرتبط نیست. همۀ این مسائل در زندگی ما انسانها نقش مهمی ایفا می کند ولی انسانها از این مسئله غافل هستند.

ما انسانها درلحظه، لحظۀ گذشت عمر خود جغرافیا را در زندگی روزمره لمس می کنیم ولی باور نمی کنیم. اگر مطالعۀ دیگر نقاط کره زمین مد نظر نبود آیا هرگز موتور بخار اختراع می شد و به دنبال آن موتور درون سوز و سایر پیشرفتها اگر هدف مطالعه سایر سر زمین ها نیست چرا بشر آسمانها را مسخر خود کرده است. اگر هدف مطالعه و استفاده از منابع زمینی نیست پس این همه جنگ و خون ریزی و لشگر کشی ها برای چیست؟ ساخت موشکهای قاره پیما ، ساخت زیر دریاییهای اتمی ، ساخت کشتی های جنگی (ناو) همه مرتبط با جغرافیا است تا بشر برای بدست آوردن منابع بیشتر از زمین تلاش نماید و تمام این مسائل بر هیچ کس پوشیده نیست.

اختراع برق، اختراع تلفن، احداث جاده های زمینی ،(چارت های هوایی ،دریایی) ساخت تونلهای زیر دریا برای ارتباط کشورها با یکدیگر همه و همه مرتبط با جغرافیا است.

و اما اینترنت و تبدیل تمام این کره بصورت یک دهکدۀ جهانی ، یعنی اینکه آن قدر ارتباطات وسیع و سریع شده است که تمام این جهان به اندازۀ یک دهکدۀ کوچک است.

بشر هنوز هم در راه پیشرفت و کسب علم است هنوز در ابتدای راه است. استفاده از انرژی خورشید و ساخت باطری های خورشیدی استفاده از باد و ساخت نیروگاههای بادی در سرتاسر این کره ، استفاده از انرژی ژئوترمال زمین(زمین گرمایی) ، استفاده از انرژی جذر و مد آب دریاها و اقیانوسها (نیروگاههای برق آبی)، استفاده از آب اقیانوسها به عنوان خنک کننده ، (در نیروگاههای اتمی) همه و همه هنوز در ابتدای راه و پیشرفت است.

بشر هنوز نتوانسته است این کرۀ خاکی و این عالم هستی را بشناسد چرا که دامنه علم وسیع است . بشرتنها گوشه ای از این عالم را هم نشناخته است . و در قرآن هم بارها و بارها به این مسئله توجه شده است که روزی برسد که انسانها تمام آسمانها و زمین را مسخر خود نمایند. خورشید را به اختیار و ارادۀ خود ، آبها را در اختیار خود و بادها را به نیروی خویش در آورند.

اما هنوز موقع آن نرسیده است ، بشر هنوز در ابتدای راه است و دارد می رود تا به آن مرحله برسد . اگر چه استفاده ناصحیح از آب و خاک و سایر پدیده های الهی و خدادادی باعث شده است که زندگی انسانها به مخاطره بیفتد، اگر ما شاهد سیل های مخرب و ویرانگر هستیم ، اگر شاهد خشکسالی های مکرر و طولانی هستیم ، اگر شاهد زمین لغزش های وسیع هستیم و اگر شاهد گرم شدن و تغییر اقلیم هستیم همه و همه به خود ما برمیگردد. و مسبب و عامل آن انسان است . انسان است که با استفاده غلط، خاک را آلوده می کند. انسان است که با استفاده ناصحیح آب ها را آلوده می کند. انسان است که با استفاده های غلط هوا را آلوده و باعث گرم شدن زمین می شود.(گاز های گلخانه ای)

اما به همه این بحث ها و گفته ها بشر باید به فکر راه حل اساسی باشد و آن راه حل این است که در خیلی از موارد باید در رفتارهای خود تجدید نظر نماید . اگر بشر خواستار یک کرۀ سبز و زیباست و از طرفی دیگر توسعه پایدار را هم می طللبد نباید محیط زیست خود را آلوده کند. توسعه پایدار با نگاه به منابع و نسل های آینده و پرهیز از هرنوع آلودگی های زیست محیطی باید صورت گیرد. هر توسعه ای نمی تواند پایدار باشد. بلکه توسعه پایدار یعنی برنامه ریزی و مدیریت صحیح برای منابع و حفظ آن برای آیندگان و جلوگیری از آلودگی محیط زیست می باشد.

 

 


دکتر محمد حسین پاپلی یزدی

تازه ترین ها

گالری پست

جغرافیا

نقش جغرافیا در شکل گیری و توسعه مهارت های زندگی

زیرشاخه جغرافیا،  جغرافیای انسانی

تایم لپس سرزمین ابرها

تابعیت

زیرشاخه جغرافیا،  جغرافیای طبیعی